اگر هرسال خرده جريان هاي مارکسيستي و ليبرالي و التقاطي صحنه گردان ناآرامي هاي 16 آذر بودند امسال با عده اي طرفيم که ادعاي دلسوزي نظام و انقلاب و حتي ولايت فقيه داردند اما در عمل چيزي غير از آن هستند!

اگر در گذشته عده اي علناْ خواهان جمهوري دموکرات و برچيده شدن ولايت فقيه و ... بودند( که در شعارها و نطق هاي تجمعات شان مشخص بود ) امسال عده اي پيدا شده اند که با تفسيرهاي شخصي و نادرست از انقلاب و امام راحل(ره) و البته به دليل عدم بصيرت ظاهراْ منتقد ولي فقيه و رفتار نظام پس از انتخابات هستند اما باز هم پشت پرده را که نگاه مي کني رد پاي همان جريانات ليبرال و ضد نظام را به وضوح خواهي ديد!!

اين خرده جرياني که در انتخابات و در لواي حاميان ميرحسين موسوي به وجود آمده گرچه متاسفانه تمام صحنه گردانانش از سابقه داران همين مملکت و نظام هستند اما هرچقدر بخواهي دست هاي آمريکا و صهيونيسم را در پس رفتارهايشان نبيني نمي تواني!!!

مي دانم! حضرت آقا هم فرموده اند که نبايد هرکس را به خاطر يک اشتباه منافق خواند و ... اما مساله اين است که نفوذ استکبار در بين اين خرده جريان چنان نرم و نامحسوس است که به سختي مي توان آن را (حداقل) به ديگران و خودشان نشان داد.

بگذريم... بحث چيز ديگري است!

خلاصه در 16 آذر امسال با تفکر خيلي جديدي روبه رو نيستيم بلکه با تاکتيک و روش هاي جديدي رو به رو شده ايم که امثال آن را در سردادن شعار " الله اکبر "  نه غزه نه لبنان... يا حسين ميرحسين بازي با برخي جملات و کليدواژه هاي امام و ... در جريان پس از انتخابات مشاهده کرديم.

علي الظاهر حضرات قصد دارند با مظلوم نمايي هاي تکراري و با استفاده از گفتمان دروغين ديني و انقلابي(!) به جنگ نرم عليه فضاي دانشگاه ها بروند.

اما آنچه که مسلم است اين است که تا کنون تمامي تلاش هاي اين خرده جريان به براي به صحنه کشاندن دانشجويان به بن بست خورده و هنوز نتوانسته اند پشتوانه دانشجويي براي خود ايجاد کنند.

پيش بيني بنده از 16 آذر امسال اين است که بازهم آقايان با مشکل کمبود طرفدار مواجه شده و به دنبال يافتن راهي براي تاثيرگذاري در ذهن دانشجو مي گردند که پخش شب نامه ها و نشريات غير قانوني از اقدامات احتمالي آنها خواهد بود